عنوان کامل پایان نامه :

 ارزیابی تأثیر حسابداری مدیریت بر افزایش سرمایه فکری سازمان های دولتی کشور

قسمتی از متن پایان نامه :

2-7- اجزا و تعاریف سرمایه فکری سازمان‌های دولتی

در جمع بندی تعاریف متعدد سرمایه فکری و اجزای آن می‌توان اظهار داشت که سرمایه فکری به سه دسته سرمایه انسانی سرمایه ساختاری سازمانی و سرمایه مشتری قابل تقسیم می باشد (زاهدی 1386).

سرمایه انسانی- مهم‌ترین دارایی یک سازمان و منبع خلاقیت و نوآوری می باشد در یک سازمان دارایی‌های دانشیِ ضمنیِ کارکنان یکی از حیاتی‌ترین اجزایی می باشد که بر عملکرد سازمان تأثیر بسزایی دارد همچنین سرمایه انسانی ترکیبی از دانش مهارت قدرت نوآوری و توانایی افراد شرکت برای انجام وظایفشان و در بر دارنده ارزشها فرهنگ و فلسفه شرکت می باشد.

سرمایه ساختاری- را ادوینسون و مالون به عنوان سخت افزار نرم افزار پایگاه داده‌ها ساختار سازمانی حقوق انحصاری سازمان علایم تجاری و تمام توانایی‌های سازمان که حامی ساختار سازمانی حقوق انحصاری سازمان علایم تجاری و تمام توانایی‌های سازمان که حامی کارکنان شب به خانه می‌طریقه در شرکت باقی می‌ماند سرمایه ساختاری به چند دسته تقسیم می گردد: فرهنگ شرکت ساختار سازمانی یادگیری سازمانی فرآیند عملیاتی و سیستم اطلاعاتی (زاهدی 1386).

سرمایه مشتری – که بعنوان پل و کاتالیزوری در فعالیت‌های سرمایه فکری به شمار می رود از ملزومات اصلی و تعیین کننده تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار و در نتیجه عملکرد تجاری شرکت می باشد سرمایه مشتری یک جزء اصلی و اساسی سرمایه فکری به شمار می‌رود که ارزش را در کانالهای بازاریابی و ارتباطاتی که شرکت با رهبران آن صنعت و تجارت دارد جای داده می باشد

محققان مختلف این مفهوم را به اشکال مختلف تعریف کرده‌اند بعضی از تعاریف به تبیین زیر می باشد:

پابلوس[1] (2004) سرمایه فکری را شامل تمام منابع دانش محوری می‌داند که برای سازمان ارزش تولید می‌کنند اما در صورت‌های مالی وارد نمی‌شوند.

ماوریدس[2] (2005) سرمایه فکری را یک دارائی ناملموس با پتانسیل خلق ارزش برای سازمان و کل جامعه می‌داند.

مارتینز[3] (2005) سرمایه فکری را دانش اطلاعات دارایی فکری و تجربه‌ای که می‌تواند در خلق ثروت مورد بهره گیری قرار گیردادوینسون و مالون (1997) داشتن دانش بکارگیری تجربه تکنولو ژی سازمانی ارتباط با مشتری و عرضه کننده و نیز توانایی‌های حرفه‌ای که یک مزیت رقابتی در بازار را از آنِ شرکت می کند.

2-7-1- مدل­های سرمایه فکری

بونتیس در سال 1998 آغاز به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری تصریح نمود و در سال 2000 طبقه­بندی خود را به صورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی و دارایی یا مالکیت معنوی عوض کرد. مقصود از سرمایه انسانی سطح دانش فردی می باشد که کارکنان یک سازمان دارای آن می‌باشند که این دانش معمولاً به صورت ضمنی می‌باشد. مقصود از سرمایه ساختاری تمام دارایی‌های غیرانسانی یا قابلیت‌های سازمانی می باشد که برای برآورده کردن نیازهای بازار مورد بهره گیری قرار می‌گیرد و مقصود از سرمایه ارتباطی تمام دانش قرار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه کنندگان، مجامع علمی و غیره می باشد که به عقیده ایشان مهم‌ترین جزء یک سرمایه ارتباطی، سرمایه مشتری می باشد. به این دلیل، موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن می باشد و مقصود از مالکیت معنوی آن بخش از دارایی‌های نامشهود می باشد که بر اساس قانون مورد طرفداری و شناسایی قرار گرفته می باشد مانند کپی رایت، حق اختراع و حق امتیاز.

به عقیده بونتیس بین این سرمایه‌های فکری، سرمایه انسانی مهم می باشد به این دلیل که منبع نوآوری و بازسازی (نوسازی) استراتژیک می باشد که از یک جلسه طوفانی فکری یا یک رویاپردازی در اداره یا کنار گذاشتن فایل­های قدیمی توسط کارکنان یا از طریق بهبود مهارت­های شخصی و غیره حاصل می­گردد.

بونتیس به وجود روابط متقابل میان اجزای سرمایه‌های فکری معتقد می باشد، به این شکل که حتی اگر یک سازمان دارای سرمایه انسانی مناسبی باشد و یک سرمایه ساختاری مناسبی نداشته باشد، نمی­تواند از دانش قرار گر فته شده در افراد خود بهره گیری کند و به تبع نیز نمی­تواند به سرمایه مشتری خود پاسخ مناسبی دهد.

استوارت در سال 1997 طبقه­بندی خود را به صورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری ارائه نمود. در این طبقه بندی سرمایه انسانی کارکنان یک سازمان می باشد که مهم ترین دارایی یک سازمان می باشد و مقصود از سرمایه ساختاری دانش قرار گرفته شده در فناوری اطلاعات و تمام حق امتیازها و طرح و مارک‌های تجاری می باشد و مقصود از سرمایه مشتری اطلاعات مربوط به بازار می باشد که برای جذب و حفظ مشتریان به کار گرفته می گردد. این طبقه بندی تا حدودی به طبقه بندی اولیه بوتیس مشابه می باشد.

روس و همکاران در سال 1997 نیز سرمایه فکری را به سه سرمایه انسانی شامل شایستگی، دیدگاه و چابکی یا زیرکی فکری و سرمایه ساختاری شامل تمام ساختارها و فرایندها و مالکیت معنوی سازمانی و دارایی‌ها فرهنگی و سرمایه ارتباطی شامل روابط با ذینفعان داخلی و خارجی یک شرکت تقسیم می کند، اما بعدها روش یک جزء سرمایه دیگری را بنام سرمایه بهبود و بازسازی را به طبقه بندی خود افزودند که این سرمایه آخر شامل حق اختراع‌های جدید و کوشش‌های آموزشی می باشد.

بروکینگ در طبقه بندی خود به دارایی‌های بشر محور و دارایی‌های زیرساختاری و مالکیت معنوی و دارایی‌های بازار تصریح نموده می باشد. مقصود از دارایی‌های بشر محور، مهارت‌ها، توانایی‌ها و تخصص و توانایی‌های حل مشکل و سبک‌های رهبری می باشد و مقصود از دارایی‌های زیرساختاری تمام تکنولوژی‌ها و فرایندها و متدولوژی‌هایی می باشد که یک سازمان را قادر به فعالیت می‌سازد و مقصود از مالکیت معنوی حق امتیاز و علایم یا مارک‌های تجاری و دانش فنی می باشد و مقصود از دارایی‌های بازار، برندها، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانال‌های توزیع می باشد (احمدیان و قربانی 1392)

[1] Pobloos

[2] Mavrids

[3] Martinez

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

هدف اصلی

“مطالعه تأثیرحسابداری مدیریت بر افزایش سرمایه گذاری فکری سازمان‌های دولتی”

اهداف فرعی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1- مطالعه مدیریت هزینه حسابداری مدیریت

2- مطالعه کنترل بودجه حسابداری مدیریت

3- مطالعه فناوری اطلاعات جدید در دانش فکری سازمان‌های دولتی

4- مطالعه شیوه جدید حسابداری سرمایه فکری

ارزیابی تأثیر حسابداری مدیریت بر افزایش سرمایه فکری سازمان های دولتی کشور

پایان نامه - تز - رشته حسابداری